دکتر صدیق، مدیرکل سرمایهگذاری و اشتغال استانداری البرز و دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
در شرایطی که اقتصاد کشور با چالشهایی همچون تأمین مالی بنگاهها، افزایش هزینههای تولید، دشواری دسترسی به بازار، ضرورت ارتقای بهرهوری و نیاز به ایجاد فرصتهای شغلی پایدار مواجه است، توجه به ظرفیتهای بخش تعاون میتواند یکی از مسیرهای مؤثر برای تقویت بنیانهای اقتصادی و گسترش مشارکت مردم در فرایند توسعه باشد. تعاونیها با اتکا به سرمایههای انسانی، مالی و اجتماعی اعضای خود، امکان تبدیل ظرفیتهای پراکنده به توان اقتصادی سازمانیافته را فراهم میکنند و میتوانند نقشی مؤثر در بهبود محیط کسبوکار و افزایش تابآوری اقتصادی ایفا کنند.
تعاون؛ از مشارکت اجتماعی تا قدرت اقتصادی
تعاون صرفاً یک شیوه سازماندهی فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه الگویی برای تجمیع سرمایههای خرد، بهرهگیری از دانش و مهارتهای مشترک و ایجاد منافع اقتصادی متقابل است. در این الگو، افراد بهجای فعالیتهای پراکنده و کماثر، با همکاری و مشارکت سازمانیافته، ظرفیت بیشتری برای تولید، عرضه کالا و خدمات و حضور در بازار به دست میآورند.
بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط، با وجود برخورداری از توان تولیدی و نیروی انسانی مستعد، به دلیل محدودیت سرمایه، ضعف در بازاریابی، هزینه بالای تأمین مواد اولیه و قدرت رقابت محدود، با مشکلات جدی مواجهاند. تعاونیهای کارآمد میتوانند با تجمیع تقاضا و منابع، ایجاد شبکههای مشترک تأمین و توزیع و تقویت قدرت چانهزنی اعضا، بخشی از این موانع را کاهش دهند.
از این منظر، تعاونیها ظرفیت آن را دارند که فاصله میان تولیدکنندگان کوچک و بازارهای بزرگ را کاهش دهند و زمینه حضور مؤثرتر بنگاههای خرد و متوسط را در زنجیرههای ارزش اقتصادی فراهم سازند.
اعتماد به تعاونیها؛ ضرورتی برای توسعه اقتصادی
یکی از پیششرطهای بهرهگیری مؤثر از ظرفیت تعاون، تغییر نگرش به این بخش و عبور از نگاه حمایتی صرف به سمت مشارکت واقعی تعاونیها در فعالیتهای اقتصادی است.
تعاونیها نباید صرفاً بهعنوان مجموعههایی متقاضی تسهیلات، مجوز یا حمایتهای دولتی شناخته شوند؛ بلکه تعاونیهای توانمند، برخوردار از مدیریت حرفهای، شفافیت مالی و برنامه اقتصادی روشن، میتوانند بهعنوان شرکای توسعه اقتصادی مورد توجه قرار گیرند.
اعتماد به تعاونیها به معنای نادیده گرفتن ضوابط قانونی یا کاهش نظارت نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت فعالیت، تسهیل دسترسی به منابع و بازار، کاهش موانع غیرضروری و واگذاری مسئولیت متناسب با توانمندی آنهاست. هر اندازه این اعتماد بر پایه شفافیت، پاسخگویی، صلاحیت حرفهای و ارزیابی عملکرد شکل گیرد، امکان استفاده مؤثرتر از ظرفیتهای بخش تعاون نیز افزایش خواهد یافت.
تعاونیهای کارآمد میتوانند در تأمین بخشی از نیازهای تولیدی، ساماندهی فعالیتهای اقتصادی پراکنده، توسعه بازار، بهبود توزیع و تقویت مشارکت مردم در سرمایهگذاری نقشآفرینی کنند. ازاینرو، تقویت این بخش باید بهعنوان یکی از محورهای سیاستگذاری برای توسعه اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
نقش تعاونیها در بهبود فضای کسبوکار
بهبود فضای کسبوکار زمانی محقق میشود که فعالیت اقتصادی با هزینه کمتر، بهرهوری بیشتر، دسترسی مناسبتر به منابع و امکان رقابت منصفانه همراه باشد. تعاونیها میتوانند در چند حوزه مهم به تحقق این هدف کمک کنند.
نخست، در حوزه تأمین مالی، تجمیع منابع اعضا میتواند امکان اجرای طرحهایی را فراهم سازد که تأمین سرمایه آنها برای یک فرد یا بنگاه کوچک بهتنهایی دشوار است. این ظرفیت، بهویژه در صورت تکمیل شدن با ابزارهای مناسب بانکی و سرمایهگذاری، میتواند به توسعه فعالیتهای مولد کمک کند.
دوم، در حوزه تولید و زنجیره ارزش، تعاونیها میتوانند میان تولیدکنندگان، تأمینکنندگان مواد اولیه، واحدهای فرآوری، شبکههای توزیع و بازارهای مصرف ارتباط برقرار کنند. این پیوند، ضمن کاهش هزینههای مبادله، امکان ارتقای کیفیت و افزایش ارزش افزوده محصولات را فراهم میسازد.
سوم، در حوزه بازاریابی و فروش، فعالیت مشترک میتواند زمینه ایجاد برندهای جمعی، توسعه فروش اینترنتی، حضور در نمایشگاههای تخصصی و دسترسی به بازارهای صادراتی را تقویت کند. برای بسیاری از تولیدکنندگان کوچک، ورود مستقل به این بازارها دشوار و پرهزینه است؛ اما فعالیت در قالب یک تعاونی تخصصی میتواند بخشی از این محدودیتها را کاهش دهد.
چهارم، در حوزه دانش و فناوری، تعاونیها امکان دسترسی مشترک اعضا به آموزشهای تخصصی، تجهیزات، فناوریهای نوین و خدمات مشاورهای را افزایش میدهند. این موضوع در اقتصادی که رقابتپذیری آن بیش از گذشته به بهرهوری و نوآوری وابسته است، اهمیت ویژهای دارد.
تعاونیها؛ بستری برای اشتغال پایدار
یکی از معیارهای اصلی ارزیابی سیاستهای اقتصادی، میزان توانایی آنها در ایجاد و حفظ اشتغال پایدار است. اشتغال پایدار صرفاً به معنای ایجاد یک موقعیت شغلی در مقطعی مشخص نیست؛ بلکه به فعالیتی اقتصادی اشاره دارد که از بازار فروش، درآمد مستمر، توان مدیریت هزینهها و قابلیت ادامه فعالیت برخوردار باشد.
تعاونیها، در صورت برخورداری از ساختار مدیریتی مناسب و برنامه اقتصادی قابل اتکا، میتوانند میان سرمایه، نیروی کار، مهارت و بازار پیوند برقرار کنند و زمینه ایجاد فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم را توسعه دهند.
در بخشهایی مانند کشاورزی و صنایع تبدیلی، صنایع غذایی، پوشاک و نساجی، گردشگری، حملونقل، خدمات فنی و مهندسی و فعالیتهای دانشبنیان، امکان شکلگیری تعاونیهای تخصصی و زنجیرهمحور وجود دارد. چنین تعاونیهایی میتوانند علاوه بر ایجاد اشتغال برای اعضا، از طریق توسعه تولید، بستهبندی، حملونقل، بازاریابی و فروش، فرصتهای شغلی بیشتری در پیرامون فعالیت اقتصادی خود ایجاد کنند.
نکته اساسی آن است که حمایت از تعاونیها باید به تقویت بنیان اقتصادی آنها منجر شود. پرداخت تسهیلات یا اعطای مجوز، بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. آنچه اهمیت دارد، پیوند میان منابع مالی، توجیه فنی و اقتصادی طرح، بازار فروش، مدیریت کارآمد و ارزیابی مستمر نتایج است. بر همین اساس، سنجش عملکرد تعاونیها باید علاوه بر تعداد اعضا و میزان حمایت دریافتی، بر شاخصهایی مانند رشد تولید، افزایش بهرهوری، ماندگاری کسبوکار، درآمد اعضا و حفظ و ایجاد اشتغال متمرکز باشد.
ظرفیت استان البرز برای توسعه تعاونیهای تخصصی
استان البرز با برخورداری از ظرفیتهای صنعتی، تولیدی، کشاورزی، خدماتی و دانشبنیان و همچنین نزدیکی به بازار بزرگ مصرف تهران، زمینه مناسبی برای توسعه تعاونیهای تخصصی و تقویت همکاری میان فعالان اقتصادی دارد. بهرهگیری از این ظرفیت مستلزم آن است که تعاونیها بهصورت هدفمند به فرصتهای سرمایهگذاری، زنجیرههای ارزش، شبکه بانکی، مراکز علمی و بازارهای داخلی و خارجی متصل شوند.
در این مسیر، شناسایی طرحهای اقتصادی دارای توجیه فنی و مالی و فراهم کردن زمینه مشارکت تعاونیهای واجد صلاحیت در اجرای آنها میتواند به یکی از محورهای تقویت سرمایهگذاری و اشتغال در استان تبدیل شود. همچنین توسعه همکاری میان دستگاههای اجرایی، تعاونیها، بخش خصوصی و دانشگاهها میتواند زمینه انتقال دانش، ارتقای مهارت نیروی انسانی و بهبود کیفیت مدیریت کسبوکارهای تعاونی را فراهم کند.
ضروری است حمایت از تعاونیها از اقدامات مقطعی و پراکنده فراتر رود و در قالب برنامهای منسجم، با اهداف مشخص و شاخصهای قابل ارزیابی دنبال شود. تسهیل فرایندهای اداری، بهبود دسترسی به تأمین مالی، تقویت بازاریابی، آموزش مدیران و ایجاد ارتباط پایدار میان تولید و بازار، از جمله اقداماتی است که میتواند اثربخشی این حمایتها را افزایش دهد.
جمعبندی؛ ضرورت بازتعریف جایگاه تعاون در اقتصاد
توسعه اقتصادی تنها با افزایش منابع مالی یا گسترش تعداد مجوزهای فعالیت محقق نمیشود. دستیابی به اقتصادی پویا و اشتغال پایدار، نیازمند سازماندهی ظرفیتهای انسانی و مالی، تقویت اعتماد اجتماعی، افزایش بهرهوری و ایجاد ارتباط مؤثر میان سرمایهگذاری و بازار است.
تعاونیها میتوانند در این فرایند نقش یک حلقه پیونددهنده را ایفا کنند؛ حلقهای که سرمایههای کوچک را به فرصتهای بزرگتر متصل میسازد، قدرت رقابت کسبوکارهای خرد را افزایش میدهد و امکان مشارکت گستردهتر مردم در تولید و ایجاد ارزش اقتصادی را فراهم میکند.
ازاینرو، ضروری است نقش تعاونیها در برنامهریزی اقتصادی کشور و استان البرز پررنگتر شود و زمینه حضور مؤثر آنها در طرحهای تولیدی، زنجیرههای تأمین، بازارهای فروش و فرصتهای سرمایهگذاری فراهم آید. البته تحقق این هدف، در کنار حمایت هدفمند، مستلزم مدیریت حرفهای، شفافیت، پاسخگویی و پایبندی به اصول اقتصادی و قانونی است.
اگر به تعاونیهای توانمند اعتماد کنیم، موانع فعالیت آنها را کاهش دهیم و دسترسیشان به سرمایه، دانش و بازار را تسهیل کنیم، میتوانیم از این ظرفیت مردمی برای تقویت کسبوکارها، توسعه سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال پایدار بهره بیشتری ببریم. تعاون، در چنین رویکردی، نه یک بخش حاشیهای در اقتصاد، بلکه یکی از ابزارهای مشارکت مردم در ساختن اقتصادی مولد، فراگیر و تابآور خواهد بود.





