اختصاصی_ اقتصاد و فناوری_ نرگس خاتون میرحسینی در مراسم رونمایی از کتاب «سیاستهای اقتصادی چین در خلیج فارس» با تاکید بر رویکرد عملگرایانه و بلندمدت چین، گفت: حضور این کشور در منطقه صرفاً به تجارت محدود نیست و با سازوکارهایی در حوزههای سرمایهگذاری، فناوری، حملونقل و انرژی پیش میرود؛ حضوری که فرصتها و چالشهایی را برای نظم اقتصادی آینده منطقه رقم میزند.
به گزارش اقتصاد و فناوری، مراسم رونمایی از کتاب «سیاستهای اقتصادی چین در خلیج فارس» اثر نرگس خاتون میرحسینی، مدرس، مترجم و پژوهشگر حوزه مطالعات خلیج فارس از دانشگاه تهران و با حضور جمعی از اندیشمندان، اساتید و پژوهشگران برگزار شد. این رویداد در عمارت بلدیه میدان امام خمینی و در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ برگزار گردید. همچنین سخنرانی دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور، رئیس پیشین مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه، دکتر فرجالله احمدی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دکتر مهناز گودرزی کارشناس محیط شناسی روابط فرهنگی پکن و شانگهای در این مراسم ارائه شد.
میرحسینی در این مراسم اظهار داشت: «جهان امروز بیش از هر زمان دیگری، بههمپیوسته و در حال دگرگونی است. در این میان، چین به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان، دیگر تنها یک بازیگر تولیدی یا تجاری نیست، بلکه به یکی از تعیینکنندهترین کنشگران در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است.»

وی با بیان اینکه خلیج فارس، با توجه به جایگاه ممتاز خود در انرژی، تجارت، ترانزیت و ژئوپلیتیک جهانی، یکی از مهمترین عرصههای حضور و تعامل چین به شمار میرود، کتاب خود را تلاشی برای پاسخ به این پرسش اساسی معرفی کرد: «چین با چه اهدافی در خلیج فارس حضور اقتصادی خود را آغاز کرده و همواره در پی گسترش آن بوده است؟» وی افزود: نخبگان سیاسی این کشور برای ادامه روند حضور خود در این منطقه از چه سازوکارهایی بهره بردهاند و این سازوکارها چه تأثیری بر مناسبات اقتصادی و سیاسی منطقه بر جای گذاشته، میگذارد و خواهد گذاشت؟ میرحسینی بر این باور است که شناخت سیاستهای اقتصادی چین در خلیج فارس، نه تنها برای فهم روابط دوجانبه چین و منطقه، بلکه برای درک نظم اقتصادی آینده منطقه اهمیت دارد.
او در ادامه توضیح داد که چین با رویکردی عملگرایانه، بلندمدت و مبتنی بر منافع راهبردی، وارد عمل شده و تلاش کرده پیوندهای خود را با کشورهای خلیج فارس گسترش دهد؛ پیوندهایی که نه تنها در عرصه تجارت، بلکه در حوزههای سرمایهگذاری، فناوری، حملونقل و انرژی نیز قابل مشاهدهاند. وی ضمن اشاره به پیچیدگیهای این تعاملات در منطقهای که منافع قدرتهای بزرگ، رقابتهای منطقهای، امنیت انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی در هم تنیدهاند، تاکید کرد که تحلیل حضور اقتصادی چین مستلزم شناخت فرصتها در کنار محدودیتها و چالشهاست و نگاه واقعبینانه به این تعاملات ضروری است.

میرحسینی با یادآوری ضرورت آشنایی با سیاستها و راهبردهای قدرتهای فرامنطقهای در خلیج فارس، اشاره کرد که تا دههها پس از جنگ جهانی دوم، غرب آسیا و خلیج فارس از متحدین آمریکا محسوب میشدند. اما در اواخر قرن بیستم، رویدادهایی مانند انقلاب اسلامی ایران، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، و وقوع جنگ یمن، باعث شد کشورهای حوزه خلیج فارس به تدریج از وابستگی خود به آمریکا کاسته و به دنبال متحدین جدید باشند. در چنین شرایطی، «حضور آرام و خزنده چین» به عنوان یک قدرت نوظهور، بسیار راهگشا به نظر رسید و کشورهای منطقه را برانگیخت تا برای پر کردن خلاء قدرت آمریکا، به این قدرت نوظهور بپیوندند.
او اظهار داشت: با شروع قرن ۲۱ و رسیدن چین به جایگاه دوم جهانی در اقتصاد، گرایش جهانی و بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس به سوی این کشور باعث شد حضور چین در همه نقاط جهان، بهخصوص در خلیج فارس، هر روز بیشتر گردد. میرحسینی حتی اشاره کرد که نارضایتیهای جهانی ناشی از گسترش ویروس کووید-۱۹ نتوانست حرکت شتابان چین را کند نماید. وی افزود: چینیها با صبر و شکیبایی فراوان و متناسب با افزایش رشد و توانمندیهای اقتصادی، در پی افزایش حضور همهجانبه خود در خلیج فارس بودند و عقبنشینی آمریکا از این حوزه استراتژیک، انگیزه آنان برای استمرار حضور در این منطقه را دوچندان کرد. امضای قراردادهای گسترده انرژی، حضور میلیونها شهروند چینی و تاسیس شرکتهای متعدد در حوزه علمی، تخصصی و فناوری در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، گواه این مدعاست.
نرگس خاتون میرحسینی در پایان گفت: امید است که نتایج حاصل از این کوشش و پژوهشهای مشابه بتواند گامی هرچند کوچک، اما مؤثر در ارتقا سطح دانش و آگاهی عمومی جامعه نسبت به محیط پیرامونی کشورمان باشد و همچنین ما را یاری کند تا در شناخت سیاستهای قدرتهای بزرگ منطقهای و فرامنطقهای حاضر در خلیج فارس و اهداف استعمارگرایانه آنان، بینشی عمیقتر و آگاهانهتر پیدا کنیم. در نتیجه، بتوانیم در مواجهه با عملکردهای متنوع آنان—اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی و نظامی—راهبردهای هوشمندانهتری اتخاذ کنیم.
امیدوارم این رویداد فرهنگی-تاریخی، آغازی باشد برای تأملات بیشتر درباره آینده روابط چین و خلیج فارس و نقش آن در نظم اقتصادی جهان، زیرا هدف ما از این برنامه، صرفاً معرفی یک کتاب نیست، بلکه تلاشی علمی برای روشنتر کردن مسیر فهم آینده است؛ آیندهای که در آن، خلیج فارس همچنان نقش مرکزی خود را در اقتصاد جهانی و تصمیمات منطقهای حفظ خواهد کرد.
مرجان محمدتقی| اقتصاد و فناوری





