اختصاصی- اقتصاد و فناوری- شیراز را شهر شعر، فرهنگ و تاریخ مینامند؛ شهری که هر کوچهاش روایتی از گذشته و هر عمارتش برگهایی از هویت ایران را در خود حفظ کرده است. در سفر به شیراز برای شرکت در پانزدهمین جشنواره نشریات کشوری دانشگاه پیام نور، فرصتی دست داد تا از یکی از زیباترین خانههای تاریخی دوره قاجار بازدید کنم؛ عمارتی که نه فقط بنایی باشکوه، بلکه پلی میان امروز و قرنهای دور تاریخ ایران بود.
گاهی سفر تنها جابهجایی از شهری به شهر دیگر نیست؛ سفری است از اکنون به گذشته، از هیاهوی زندگی روزمره به دل روایتهایی که قرنها در سکوت ماندهاند. شیراز برای من چنین تجربهای بود. در میان باغها، خانههای تاریخی و کوچههای آغشته به عطر بهارنارنج، قدم به عمارتی گذاشتم که دیوارهایش هنوز صدای زندگی زنان و مردان روزگار قاجار را در خود حفظ کردهاند؛ خانه زینتالملک قوام، بانویی که نامش همچنان بر پیشانی یکی از زیباترین بناهای تاریخی فارس میدرخشد.
شیراز را شهر علم، فرهنگ، ادب و تاریخ میدانند؛ شهری که در هر گوشه آن میتوان ردپایی از شکوه ایران را دید. ورود به شیراز در جریان برگزاری پانزدهمین جشنواره نشریات کشوری دانشگاه پیام نور، فرصتی فراهم کرد تا بخشی از برنامه سفر به بازدید از عمارت زینتالملک قوام اختصاص یابد؛ بنایی تاریخی متعلق به دوره قاجار که امروز از مهمترین جاذبههای فرهنگی این شهر به شمار میرود.
این عمارت که در خیابان لطفعلیخان زند و در مجاورت نارنجستان قوام قرار دارد، زمانی محل زندگی زینتالملک، دختر قوامالملک چهارم، بوده و امروز به عنوان بخشی از موزه مشاهیر فارس و «تونل زمان» شناخته میشود؛ فضایی که تاریخ چند دوره مهم ایران را در قالبی روایی به نمایش میگذارد.

این عمارت تاریخی که ساخت آن در حدود سال ۱۲۹۰ هجری قمری آغاز و در سال ۱۳۰۲ هجری قمری به پایان رسیده است.

درباره زینتالملک روایتهای بسیاری نقل میشود. او را بانویی نیکوکار، مؤمن و مردمدوست میدانند؛ زنی که خانهاش همواره مأمن نیازمندان بود و سفرههای خیرخواهانه و آیینهای مذهبی در عمارتش برپا میشد. شاید همین روح مهربان و بخشنده است که هنوز در فضای خانه احساس میشود؛ گویی ردپای صاحب خانه پس از گذشت سالها همچنان در میان اتاقها و ایوانهای آن باقی مانده است.
پس از بازدید از بخشهای مختلف عمارت، فاطمه بردبار، کارشناس موزه و کارشناس ارشد ایران شناسی، درباره پیشینه خانه و زندگی زینتالملک توضیحاتی ارائه کرد. به گفته وی، این بنا در گذشته بخش اندرونی مجموعه قوام بوده و محل زندگی زنان و کودکان خاندان قوام به شمار میرفته است، در حالی که نارنجستان قوام در ابتدای کوچه، محل اداره امور حکومتی و سیاسی خاندان قوام بوده است.
بردبار با اشاره به ارتباط میان این دو مجموعه تاریخی افزود: «در گذشته، راهی زیرزمینی خانه زینتالملک را به نارنجستان قوام متصل میکرد؛ مسیری که امروزه مسدود شده، اما نشانههای آن همچنان در زیرزمین عمارت قابل مشاهده است.»



وی درباره کاربری زیرزمینها نیز توضیح داد: «این فضاها در گذشته برای نگهداری مواد غذایی، اسلحه و همچنین به عنوان استراحتگاه تابستانی سربازان مورد استفاده قرار میگرفت و اکنون به موزه مشاهیر فارس و تونل زمان تبدیل شده است.»
به گفته بردبار، بازدیدکنندگان با ورود به تونل زمان، سفری نمادین در تاریخ فارس را آغاز میکنند؛ سفری که از زینتالملک و سربازان قاجاری آغاز میشود، از دوران هخامنشی و ساسانی عبور میکند و پس از گذر از دروازهای سبزرنگ به دوره اسلامی و سپس عصر معاصر میرسد. او تأکید کرد که در این موزه، شخصیتهایی به نمایش درآمدهاند که در تاریخ و فرهنگ فارس نقشآفرین بوده و اصالتاً اهل این استان بودهاند.



راهنمای مجموعه همچنین درباره مجسمههای موزه گفت: «این آثار حاصل تلاش گروهی از دانشجویان دانشکده هنرهای زیبای تهران به سرپرستی استاد حمید شانس است که در سال ۱۳۸۲ همزمان با افتتاح موزه ساخته شدند. دستها و صورت مجسمهها از موم، بدنها از کائوچو و یونولیت و موهای آنها از موی طبیعی انسان ساخته شده و به همین دلیل، این مجموعه به مادام توسو ایران شهرت یافته است.»



بردبار در ادامه به ویژگیهای معماری عمارت زینتالملک اشاره کرد و گفت: «این خانه بر اساس معماری فصلی طراحی شده است؛ اتاقهای ضلع شمالی که کمتر در معرض تابش مستقیم آفتاب هستند، برای تابستان و اتاقهای آفتابگیر ضلع مقابل برای زمستان مورد استفاده قرار میگرفتند. پنجدریها، تالارهای آینه، ارسیها، گچبریها و نقاشیهای ظریف، جلوههایی از هنر معماری دوره قاجار را به نمایش میگذارند. تالار بزرگ آینه یا شاهنشین محل برگزاری مهمانیهای اعیان بوده و در مقابل آن تالار کوچکتری قرار دارد که به «بهارخواب» شهرت دارد.»
هرچه بیشتر در فضای خانه قدم میزدم، بیشتر احساس میکردم که زمان در اینجا معنای دیگری دارد. انگار صدای رفتوآمد خدمه، گفتوگوی بانوان قاجاری، خنده کودکان و زمزمه مهمانیهای شبانه هنوز در گوشهوکنار عمارت جریان دارد. دیوارها خاموش بودند، اما تاریخ از میان آجرها و شیشههای رنگی با ما سخن میگفت.
بازدید که به پایان رسید، برای ثبت چند عکس یادگاری در حیاط عمارت توقف کردیم. هنگام خروج، آخرین نگاه را به ساختمان انداختم. احساسی عجیب در وجودم شکل گرفته بود؛ احساسی شبیه بازگشت از سفری دور، سفری که نه در جغرافیا، بلکه در تاریخ رخ داده بود.
تهیه و تنظیم: مرجان محمدتقی





