اسماء شهریاری | دانش پژوه دکتری حقوق بین الملل ، عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

حملهٔ نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، که بدون هیچگونه حملهٔ پیشین از سوی ایران و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل آغاز شد، نقض صریح و آشکار حقوق بینالملل است. این اقدام، که در پی آن رهبر ایران به شهادت رسید، نه تنها قواعد بنیادین منشور ملل متحد را زیر پا گذاشته، بلکه ابعاد حقوقی متعددی را در چارچوب حقوق بشردوستانه و مسئولیت بینالمللی دولتها و افراد ایجاد کرده است. این تحلیل، بر اساس وقایع رخداده، ابعاد حقوقی این رویداد را با استناد به اسناد کلیدی مانند قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد بررسی قرار میدهد.
بخش اول: آغاز جنگ؛ تجاوز بینالمللی و نقض منشور ملل متحد بر اساس قطعنامه ۳۳۱۴
بر اساس ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری ممنوع است، مگر در چارچوب دفاع مشروع در برابر حملهٔ مسلحانهٔ واقعی یا با مجوز شورای امنیت. اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که بدون هیچگونه حملهٔ پیشین از سوی ایران و بدون مجوز قانونی شورای امنیت صورت گرفته است، مصداق بارز «تجاوز بینالمللی» محسوب میشود.
قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد (مصوب ۱۹۷۴)، با وجود اینکه از نظر حقوقی الزامآور تلقی نمیشود اما بازتابدهندهٔ اجماع گستردهٔ بینالمللی و تفسیر عرفی از مفهوم تجاوز در منشور ملل متحد است. این قطعنامه در ماده سوم خود، اقدامات زیر را، صرفنظر از اعلام جنگ، مصداق تجاوز میداند:
الف) حملهٔ نیروهای مسلح یک دولت به قلمرو دولت دیگر(مانند حملهٔ نظامی مستقیم به ایران).
ب) بمباران نیروهای مسلح یک دولت یا قلمرو دولت دیگر توسط نیروهای مسلح یک دولت دیگر.
ج) محاصرهٔ بنادر یا سواحل یک دولت توسط نیروهای مسلح دولت دیگر.
د)حملهٔ نیروهای مسلح یک دولت به نیروهای زمینی، دریایی یا هوایی یا ناوگان دریایی یا هوایی یک دولت دیگر.
هـ) استفاده از نیروهای مسلح یک دولت که در قلمرو دولت دیگر با رضایت دولت میزبان مستقر شدهاند، در نقض شرایط توافقنامهٔ مربوطه، یا ادامهٔ اقامت چنین نیروهایی پس از پایان مدت توافقنامه.
و) اجازه دادن از سوی دولتی که قلمرو آن مورد استفادهٔ دولت دیگری برای ارتکاب اعمال تجاوز علیه دولت ثالث قرار گرفته است.
اقدام نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بهویژه بند (الف) و (ب) قطعنامه ۳۳۱۴ را بهوضوح نقض میکند. این تجاوز، سنگینترین جرم علیه صلح در حقوق بینالملل است و بنیان نظم جهانی را هدف قرار میدهد.
بخش دوم: شهادت رهبر ایران؛ پیامد تجاوز و جنایت جنگی
شهادت رهبر ایران در جریان این حمله، تبعات حقوقی عمیقی دارد که باید در دو سطح بررسی شود:
۱. نتیجهٔ مستقیم تجاوز: از آنجا که جنگ بهصورت غیرقانونی آغاز شده است، هرگونه تلفات و خسارت ناشی از آن، از جمله شهادت رهبر یک کشور، مسئولیت مستقیم دولتهای متجاوز را تشدید میکند. این رویداد، بخشی از پیامدهای زیانبار عملیات تجاوزکارانه است که خود نقض قطعنامه ۳۳۱۴ محسوب میشود.
۲. نقض حقوق بشردوستانه و هدفگیری غیرمجاز:حقوق بشردوستانه بینالمللی، چارچوب حقوقی حاکم بر مخاصمات مسلحانه، هدف قرار دادن افراد را بهدقت تنظیم میکند. رهبران سیاسی، صرفاً به دلیل جایگاهشان، اهداف نظامی مشروع محسوب نمیشوند. تنها در صورتی میتوانند هدف قرار گیرند که مستقیماً و بهطور مستمر در فرماندهی عملیات رزمی مشارکت داشته باشند. شواهد و رویهٔ حقوقی نشان میدهد که حمله به مقامات عالیرتبهٔ سیاسی، مگر با اثبات نقش مستقیم آنها در عملیات رزمی و رعایت اصول تناسب و احتیاط، مصداق «قتل غیرقانونی» است. در صورت اثبات نقض این قواعد، این عمل میتواند عنوان «جنایت جنگی» را به خود بگیرد. این امر، بهویژه اگر هدف از آن، ایجاد فروپاشی سیاسی یا تضعیف ارادهٔ مقاومت باشد، نقض فاحش حقوق بشردوستانه محسوب میشود.
بخش سوم: مسئولیتهای حقوقی؛ از جبران خسارت تا پیگرد کیفری
وقوع تجاوز بینالمللی (مطابق منشور ملل متحد و قطعنامه ۳۳۱۴) و در پی آن، نقض قواعد حقوق بشردوستانه، مسئولیتهای سنگینی را متوجه دولتهای مهاجم و افراد دخیل در این جنایات میکند:
مسئولیت دولتها:آمریکا و اسرائیل بهعنوان دولتهای آغازگر جنگ، مسئولیت کامل جبران خسارتهای وارده به ایران را بر عهده دارند. این شامل بازگرداندن اوضاع به حالت سابق، پرداخت غرامت و ارائه تضمین برای عدم تکرار است. ایران نیز حق استفاده از «دفاع مشروع» و درخواست کمک از سایر کشورها را داراست.
گروه حقوق و روابط بین الملل اقتصادوفناوری





