وقتی عید فطر و عید نوروز در یک روز واحد جمع میشوند، انگار زمان مکث میکند تا لحظهای نادر و آسمانی را رقم بزند؛ لحظهای که در آن زمین با بهار میشکفد و آسمان با رحمت الهی. این همزمانی، فقط یک اتفاق تقویمی نیست؛ پیوندی است میان پاکی درون و زیبایی برون، میان عبادت بنده و نعمت پروردگار، میان شکفتن طبیعت و شکفتن دل.
نوروز، با شکوفههای تازه، صدای جوشش آب، عطر خاک بارانخورده و سفرهای که کنار خانواده پهن میشود، پیامآور تولدی دوباره است. پروردگار در این فصل بهاری، آیات آفرینش را ورق میزند؛ در هر برگ تازه، نشانی از رحمت و در هر باران، اثری از مهر. انسان در آستانه سال نو، ناخودآگاه دست به دعا برمیدارد و از خدا میخواهد که سالش را به نیکویی رقم بزند.
اما عید فطر، جشن پایان یک ماه بندگی است؛ پایان سفری که با تشنگی و گرسنگی آغاز میشود اما با نور، آرامش و نزدیکی به خدا به پایان میرسد. در این روز، دل مؤمن سبک میشود؛ گویی خداوند پردهای از رحمت میگشاید و میگوید: «این پاداش بندگی توست.» اشکهای اشتیاق سحرهای رمضان، لبهای خشکیده هنگام اذان مغرب، دستهای لرزان هنگام دعا، همه در روز فطر ثمر میدهند.
حالا تصور کن این دو نور بزرگ در یک روز بتابند؛ نور بهار و نور ایمان. خانههایی که برای نوروز آراسته شدهاند، در کنار دلهایی که با رمضان صیقل خوردهاند. سفره هفتسینی که نماد زندگی و امید است، در کنار تکبیرهایی که دل را به آسمان وصل میکند. زن و مرد و کودک، در لباسهای نو، هم تبریک عید نوروز میگویند و هم با جمله «عیدکم مبارک» همدیگر را در آغوش میگیرند.
در چنین روزی، انسان احساس میکند که پروردگار، هم طبیعت را تازه کرده و هم روحش را. هر گل بهاری، یادآور این است که خدا هر سال زمین را زنده میکند؛ و هر قطره اشک در دعاهای عید فطر، یادآور این است که خدا هر لحظه دلها را. این همزمانی، به مؤمن میآموزد که زندگی تنها با زیبایی طبیعت زیبا نمیشود و ایمان تنها با عبادت کامل نمیشود؛ بلکه این دو در کنار هم معنا پیدا میکنند.
عید فطر و نوروز در یک روز، پیام مشترکی دارند: از نو شروع کن. هم در زمین و هم در جانت. خدا هر سال بهار را میفرستد تا تو بدانی دوباره میتوانی سبز شوی؛ و رمضان را میفرستد تا بدانی میتوانی پاک شوی. وقتی این دو آغاز با هم جمع میشوند، روزی میسازند که کمتر میتوان نظیرش را یافت؛ روزی که درختان سبز میشوند و دلها سفید.
چنین روزی، روزی است که نه تنها سالت عوض میشود، بلکه حالت هم عوض میشود. روزی که بوی نان تازه فطر با بوی شکوفههای نوروز در هم میآمیزد. روزی که دعای عید کنار تبریک سال نو مینشیند. روزی که خدا لبخند میزند و میگوید: «بندهام، این سال و این دل را با نور شروع کن.»
اینکه بهار طبیعت و بهار ایمان دست در دست هم بیایند، نعمتی است که هر سال نصیب انسان نمیشود. و خوشا حال کسی که این دو بهار را با شکر، محبت، دعا و مهربانی در جانش جا دهد.
اسماء شهریاری| اقتصادوفناوری





