نرگس خان گل زاده؛ دکتری تخصصی روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی

ایران، نامی آشنا به گوش مردم اکناف جهان که در تاریخ باشکوه خود همواره آماج تجاوز و ستم قدرتهای بزرگ قرار گرفته؛ چنان مینماید که در عصر حقوق بشر و تحکم حقوق بین الملل در مقیاس جهانی نیز از این قاعده مصون نمانده است. یکی از کشورهایی که همواره از دیرباز تاکنون رویای تحقق امپراطوری گسترده را در ذهن میپروراند و در این راستا از هیچ حقه ناجوانمردانهای ابا ندارد، روسیه است که زبانه آتش جاه طلبانه آن نیز همواره دامن ایران را گرفته است. چنین مینماید که ایران در عصر کنونی نیز همچنان در چنگال طمع روسیه اسیر است و یکی از دلایل این مهم نیز عناد با بلوک غرب است. هر سیاستمداری به خوبی به این مهم واقف است که اگر کارت بازی خود را فقط بر محور یک کشور متمرکز کند، علاوه بر این که فرصت بازی در سایر میدانها را از کف میدهد، تعمدا خود را منحصر و محدود به یک بلوک قدرت مینماید که این مسئله به خودی خود مسبب بسیاری از مصائب میگردد.
در این روزهای ملتهب جامعه ایران که تب بسیاری از بیماریها گریبان گیر خاک مقدس وطن شده است و بسیاری از کشورها رویه تخاصم جویانه ایی را نسبت به ایران به کار بستهاند، شاهد آن میباشیم که خرس روسی بیش از پیش به دنبال اغراض توسعه طلبانه خود به منابع و سیاست خارجی ایران چشم دوخته است و این مسئله در حالی صادق میباشد که ایران همواره خالصانه در سیاست نگاه به شرق خود یاریگر این کشور بوده است اما پاسخ روس در این عرصه کاراکتری به جز «شریک دزد و رفیق قافله» نبوده است. در راستای طرح ادعای فوقالذکر نگاهی اجمالی به سیاست موشکی روسیه در قبال ایران خواهیم پرداخت.
سیاست موشکی روسیه در قبال ایران همواره بر مبنای «استراتژی حفظ تعادل توامان با حداکثر سازی منافع» بوده است و یکی از مهمترین ابزارهای نیل به مقصود مطروحه استفاده از سلاح نظامی به عنوان کارت بازی سیاسی میباشد. روسیه همواره سلاحهای نظامی سبک و نیمه پیشرفت خود را به ایران اعطا میکند و از این نظر ضمن کسب درآمد تجاری ایران را به لحاظ سیاسی-نظامی وابسته خود میکند که این تاکتیک در نهایت منجر به وابستگی سیاسی و گرایش بیش از پیش ایران به بلوک شرق میگردد پس سلاح نظامی روسیه بیش از آنکه سلاح نظامی باشد، نوعی قبضه سیاسی است. از طرفی دیگر روسیه در عین تقابل با غرب به دنبال رویارویی عریان با کشورهای غربی بالاخص آمریکا و اقمار آن یعنی اسرائیل نمیباشد بنابراین صرفا تسلیحات نیمه پیشرفتهایی را به ایران اعطا میکند که ایران توانایی به چالش کشیدن نظم موجود غربی و کاستن هژمونی امریکا را داشته باشد اما در عین حال از اعطا تسلیحات پیشرفته امتناع میورزد تا موازنه منطقه ایی خاورمیانه به ضررش تمام نشود. یکی دیگر از جنبههای سیاسی اعطا تسلیحات نظامی، اعتمادسازی میباشد. به عنوان مثال برخی از مقامات مذاکره کننده اعلام کردهاند که به دنبال تحویل اورانیوم با غنای 60درصد و دریافت کیک زرد از روسیه میباشند و این تصمیم بیش از آنکه بر مبنای عقلانیت باشد ناشی از نوعی اعتمادسازی کاذب است که روسیه همواره در آن موفق بوده است.
گذشته از سیاستهای اخیر روسیه در قبال ایران، اگر تورقی هوشمندانه به صفحات تاریخ باشکوه ایران بیاندازیم، در جای جای این تاریخ ردپای دست اندازی بی دریغ روسها را ملاحظهگر خواهیم بود. از عهدنامه ننگین ترکمنچای تا آخال و گلستان یکایک بیانگر ضربههای ویرانگر بر هیمنه ایران بوده است. اساسا سیاست «نه شرقی نه غربی» جمهوری اسلامی ایران نیز از همین تجربیات تاریخی الهام گرفته است؛ سیاستی که امروزه شاهد نفی آن در برخی موارد در میدان عمل میباشیم چرا که روسیه توانسته با تاکتیکهای بسیار ماهرانه و با اعتمادسازی کاذب، سیاست ایران را از حالت خنثی به «سویه شرقی» بخشیدن تغییر حالت دهد.
در پایان به عنوان نتیجهگیری میتوان اذعان داشت که فدراسیون روسیه همواره به دنبال استفاده از پتانسیل بالقوه و بالفعل ایران بوده است و این سیاست اگرچه در گذشته به شکل قدرت سخت و تهاجمات گسترده سرزمینی رقم خورده امروزه در عصر هوش مصنوعی و جنگ نرم به شکل بازیهای سیاسی و دیپلماتیک و همچنین سیاست موشکی تغیر ماهیت داده است. در این اثنا آنچه که به عنوان حقیقت چهره نمایان میکند مشتمل بر آن است که روسیه همواره شریک دزد و رفیق قافله بوده است و در عین کوشش برای اعتمادسازی، هرگاه که موقعیت ایجاب کند از هیچ تاکتیکی برای حفظ منافع ملی و سرزمینی خود دریغ نمیکند ولو آن تاکتیک به خسران مهمترین شریک تجاری و سیاسیاش – جمهوری اسلامی ایران- منتهی گردد.
تحت ظل واقعیتهای برشمارده مذکور بسیار سادهلوحانه است اگر رجالی دم از دوستی بیدریغ روسها بزند یا منافع ایران را با منافع روسیه دوخته وآن را تحتالشعاع قرار دهد. در عرصه روابط بینالملل دوست و دشمن مشخص و ثابت وجود ندارد، روسیه نیز از ازل تا به ابد رفیق دیپلماتیک ایران نبوده و هرگز نخواهد شد چرا که ایران با داشتن پتانسیلهای متعدد قدرت به چالش کشیدن توان هژمونیک و ژئوپلتیک منطقهایی این کشور را دارد. شایان ذکر است که تقابل با ایران برای روسیه هزینه دارد و برایش گران تمام میشود فلذا منطقی آن است که تحت لوای دیپلماسی موشکی و هستهایی و همچنین رفاقت نظامی به صورت پوشالی و نمادین، در عین تضعیف ایران و افزودن آتش تقابل ایران با محور کشورهای غربی، هژمونی بلوک غرب و ایران را به طور همزمان به چالش کشیده و هر دو رقیب را به نفع خود از میدان برد-برد دور نماید. شایسته است که این سیاستهای دوگانه برای تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران روشن گشته و از مقهور گشتن تحت لوای دیپلماسی تسلیحاتی و نظامی پوشالی روسیه اجتناب ورزند.





