دکتر نیروانا مهرآیین کارشناس مسائل بین الملل

کمتر اتفاق میافتد که یک جمله از رئیس مجلس لبنان، فراتر از مرزهای این کشور، به شاخصی برای سنجش موازنه قدرت در خاورمیانه تبدیل شود. اما سخنان اخیر نبیه بری از همین جنس است. او در ظاهر درباره حاکمیت لبنان سخن میگوید، اما در واقع به رقابتی اشاره دارد که پس از پایان نسبی درگیریهای نظامی آغاز شده است؛ رقابتی بر سر اینکه چه کسی قواعد نظم جدید منطقه را خواهد نوشت.لبنان امروز دیگر تنها میدان تقابل حزبالله و اسرائیل نیست؛ بلکه به صحنه آزمون اعتبار توافقهایی تبدیل شده که پس از تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل شکل گرفتهاند.
اگر این توافقها نتوانند به حفظ حاکمیت لبنان منجر شوند، این شکست صرفاً متوجه بیروت نخواهد بود، بلکه بر اعتبار دیپلماسی منطقهای ایران نیز سایه خواهد انداخت.از همین رو، هشدار نبیه بری را باید فراتر از یک اعتراض سیاسی تفسیر کرد. او از تلاشی سخن میگوید که هدف آن، تغییر نتیجه مذاکرات بدون بازگشت به میدان جنگ است؛ راهبردی که اسرائیل از طریق آن میکوشد آنچه را در عرصه دیپلماسی پذیرفته، در مرحله اجرا با ترتیبات امنیتی جدید بازتعریف کند.در این میان، نباید از یک تحول مهم غافل شد؛ اسرائیل پس از ماهها درگیری، بیش از گذشته در پی آن است که هزینههای امنیتی خود را از مسیر توافقهای سیاسی کاهش دهد، اما بدون آنکه آزادی عمل اطلاعاتی و نظامی خود را در مرزهای لبنان از دست بدهد. به بیان دیگر، تلآویو تلاش میکند به جای حضور گسترده نظامی، نوعی «بازدارندگی از راه دور» را تثبیت کند؛ مدلی که در آن، حتی در صورت برقراری آتشبس، امکان انجام عملیات محدود یا اعمال فشار امنیتی همچنان حفظ شود. این دقیقاً همان نقطهای است که نگرانی مقامهای لبنانی را برانگیخته است.
در مقابل، ایران نیز با یک آزمون متفاوت روبهرو است. تهران در سالهای گذشته نفوذ منطقهای خود را عمدتاً بر پایه قدرت میدانی و شبکه متحدانش تعریف میکرد، اما اکنون ناچار است این نفوذ را در قالب سازوکارهای سیاسی و توافقهای منطقهای تثبیت کند. از این منظر، لبنان نخستین میدان سنجش این راهبرد جدید است. اگر توافقهای موجود به خروج کامل اسرائیل، تثبیت حاکمیت دولت لبنان و کاهش تنش منجر شود، ایران میتواند ادعا کند که نفوذ منطقهای خود را از مرحله نظامی به مرحله سیاسی منتقل کرده است؛ اما اگر این توافقها در مرحله اجرا دچار فرسایش شوند، پیامد آن تنها محدود به لبنان نخواهد بود و اعتبار دیپلماسی منطقهای تهران نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
نکته مهمتر آنکه رقابت امروز دیگر صرفاً میان ایران و اسرائیل نیست، بلکه بازیگران فرامنطقهای نیز در حال بازتعریف نقش خود هستند. آمریکا و برخی کشورهای اروپایی تلاش دارند ترتیبات امنیتی جنوب لبنان را به گونهای طراحی کنند که از یک سو مانع بازگشت جنگ شود و از سوی دیگر، نفوذ حزبالله و به تبع آن ایران را محدود نگه دارد. به همین دلیل، هر بند از توافقها میتواند به میدان چانهزنی تازهای تبدیل شود؛ چانهزنیای که نتیجه آن نه فقط آینده لبنان، بلکه آرایش جدید قدرت در غرب آسیا را نیز مشخص خواهد کرد. در نهایت، اظهارات نبیه بری را باید هشداری درباره تغییر ماهیت رقابتهای منطقهای دانست. اگر در گذشته موشکها و عملیاتهای نظامی تعیینکننده موازنه قدرت بودند، امروز این توافقها، ضمانتهای اجرایی و تفسیر حقوقی آنها هستند که سرنوشت معادلات را رقم میزنند. به همین دلیل، آنچه در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً یک اختلاف مرزی یا امنیتی نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگتری است که در آن ایران، اسرائیل و سایر بازیگران منطقهای میکوشند جایگاه خود را در نظم جدید خاورمیانه تثبیت کنند.





