دکتر سیامک کریمی، استادیار حقوق بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، با تشریح ابعاد حقوقی پرونده هستهای ایران، گفت: برخی قدرتهای هستهای با ارائه تفسیری جدید از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را مشروط به پذیرش نظارتهای گسترده از طریق پروتکل الحاقی دانستهاند؛ تفسیری که به گفته وی، زمینهساز فشارهای سیاسی، تحریمها و حتی توجیه اقدامات نظامی علیه ایران شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصاد و فناوری، نشست تخصصی «واکاوی جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران» به همت انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا و با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار شد.
در این نشست، دکتر سیامک کریمی، استادیار حقوق بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، با بررسی ابعاد حقوقی برنامه هستهای ایران اظهار کرد: طرفهای مقابل، برنامه هستهای ایران را بهعنوان یکی از مهمترین دلایل یا بهانههای حمله به ایران مطرح کردهاند و تلاش کردهاند از دو مسیر حقوقی و نظامی، این برنامه را متوقف کنند.
وی با اشاره به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) گفت: این پیمان دولتها را به دو دسته تقسیم میکند؛ نخست، کشورهایی که پیش از امضای معاهده به آزمایش هستهای دست یافته و بهعنوان دولتهای دارای سلاح هستهای شناخته میشوند و دوم، کشورهایی که فاقد سلاح هستهای هستند.
کریمی افزود: بر اساس مفاد این پیمان، کشورهای فاقد سلاح هستهای از حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای برخوردارند، مشروط بر اینکه در مسیر تولید سلاح هستهای حرکت نکنند.
استادیار حقوق بینالملل دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: از دهه ۱۹۹۰ میلادی، قدرتهای هستهای از جمله آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا تلاش کردند تفسیری جدید از این معاهده ارائه دهند. بر اساس این برداشت، کشوری که قصد بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای را دارد، باید ثابت کند که به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست.
وی تصریح کرد: در این چارچوب، حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای به حقی مشروط تبدیل شد؛ حقی که از نگاه این کشورها تنها با پذیرش پروتکل الحاقی و اعطای دسترسیهای گسترده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی قابل تحقق است.
کریمی با اشاره به پیامدهای این رویکرد گفت: همین تفسیر، در کنار اختلافات موجود میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، موجب ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد و در ادامه نیز زمینه صدور مجموعهای از قطعنامههای تحریمی علیه ایران را فراهم کرد.
وی افزود: حتی روسیه و چین نیز در آن مقطع به دلیل پذیرش همین تفسیر حقوقی، از وتوی این قطعنامهها خودداری کردند.
این استاد دانشگاه در ادامه به بعد نظامی این موضوع پرداخت و گفت: در سالهای اخیر، برخی کشورها در تلاش بودهاند این برداشت را در حقوق بینالملل تثبیت کنند که اگر برنامه هستهای کشوری از نظر آنان مشکوک باشد، میتوان آن را یک تهدید فوری و وجودی علیه جامعه جهانی تلقی کرد و از این طریق، توسل به زور و اقدام نظامی را توجیه کرد.
وی خاطرنشان کرد: اگر نامههای آمریکا و اسرائیل به شورای امنیت سازمان ملل در آغاز جنگ ۱۲ روزه بررسی شود، مشاهده میشود که در آن بارها برنامه هستهای و برنامه موشکی ایران بهعنوان تهدیدی فوری و وجودی برای امنیت آنها معرفی شده است.
کریمی تأکید کرد: این برداشت با اصول پذیرفتهشده حقوق بینالملل سازگار نیست، اما اگر خواهان دفاع از حقوق بینالملل و تفاسیر معتبر آن هستیم، باید با ادبیات حقوقی و استدلالهای مستند، روایت و تفسیر خود را در عرصه بینالمللی تقویت کنیم؛ در غیر این صورت، تفسیر رقیب به تدریج به برداشت غالب تبدیل خواهد شد.





