اقتصاد و فناوری – دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی با تشریح ابعاد ژئوپلیتیکی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد که موقعیت راهبردی ایران، ویژگیهای جغرافیایی، جریان انرژی و تحولات امنیتی منطقه، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر روند و پیامدهای این جنگ بوده و این رخداد، مفاهیم جدیدی را در جغرافیای نظامی و امنیت منطقهای برجسته کرده است.
نشست تخصصی «واکاوی جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران» به همت انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا و با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار شد.
به گزارش اقتصاد و فناوری، دکتر حسین ربیعی، دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی، در این نشست با بررسی ابعاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک جنگ اخیر اظهار کرد: تحلیل این جنگ مستلزم بررسی مؤلفههایی همچون فضای جغرافیایی و قلمرو جنگ، موقعیت کشورهای درگیر، شبکههای عملیاتی، بازدارندگی دفاعی متقابل، جریان انرژی و عوامل تاریخی مؤثر بر شکلگیری منازعه است.
وی با اشاره به جایگاه راهبردی ایران افزود: قرار گرفتن ایران در یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان، از زمان خروج این کشور از جرگه متحدان ایالات متحده، به یکی از عوامل استمرار تنشها میان دو کشور تبدیل شده است. این روند در مقاطع مختلف، از جمله پس از ترور سردار سلیمانی و در تحولات اخیر، به تشدید تنشها و در نهایت بروز درگیریهای نظامی انجامیده است.
ربیعی ادامه داد: سیاستهای امنیتی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران در قبال رژیم صهیونیستی نیز از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از مؤلفههای اصلی معادلات منطقهای بوده و در کنار سایر عوامل، زمینهساز تقابل مستقیم و عملیات نظامی آشکار علیه ایران شده است.
دانشیار دانشگاه خوارزمی با تأکید بر نقش جغرافیای ایران در مدیریت جنگ گفت: وسعت سرزمینی، عوارض طبیعی، عمق راهبردی و پراکندگی زیرساختهای حیاتی کشور، حتی در عصر فناوریهای نوین نظامی، همچنان از مهمترین عوامل تقویت توان دفاعی ایران به شمار میرود.
وی افزود: در این جنگ، پراکندگی مراکز حساس از جمله زیرساختهای هستهای، شبکههای فرماندهی، سامانههای موشکی و مراکز ارتباطی و اطلاعاتی نشان داد که جنگ ماهیتی شبکهای و چندلایه پیدا کرده و جغرافیای ایران نقش تعیینکنندهای در مدیریت این شرایط ایفا کرده است.
ربیعی با اشاره به نقش انرژی در تحولات ژئوپلیتیکی تصریح کرد: وابستگی اقتصاد جهانی به نفت و گاز منطقه موجب شد مخالفت گستردهای با گسترش جنگ شکل گیرد و همین موضوع در افزایش فشارهای بینالمللی برای کاهش تنشها مؤثر بود.
وی با جمعبندی درسهای ژئوپلیتیکی این جنگ اظهار کرد: این تحولات نشان داد که اصالت جغرافیا همچنان پابرجاست، گلوگاههای راهبردی اهمیت خود را حفظ کردهاند، قدرت هوایی کلاسیک در برابر سازمان فضایی نامتقارن با محدودیتهایی مواجه است، امنیت وارداتی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس با چالش جدی روبهرو شده و جنگ سایبری و الکترونیکی به یکی از عرصههای اصلی نبردهای آینده تبدیل شده است.
این استاد دانشگاه همچنین افزود: تحولات اخیر بیانگر چرخش تدریجی دیپلماسی منطقهای به سمت قدرتهای نوظهور و بازیگران منطقهای است؛ روندی که میتواند در شکلگیری نظریههای جدید جغرافیای نظامی و امنیت منطقهای تأثیرگذار باشد.
ربیعی در ادامه با اشاره به پیامدهای عملی جنگ برای کشورهای منطقه گفت: این درگیری نشان داد اتکا به امنیت وارداتی و تضمینهای قدرتهای خارجی نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند و کشورهای منطقه ناگزیرند در مسیر ایجاد سازوکارهای بومی و منطقهای امنیت گام بردارند.
وی تأکید کرد: جنگ اخیر همچنین نشان داد جریان جهانی انرژی میتواند بر روند تحولات میدانی و تصمیمات سیاسی اثرگذار باشد و افزایش بیثباتی منطقهای، هزینههای امنیتی را برای همه بازیگران به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی در پایان خاطرنشان کرد: آنچه به توافق آتشبس میان طرفین انجامید، بیش از آنکه حاصل یک راهبرد پایدار باشد، نتیجه فرسایش منابع و نیاز به بازسازی توان نظامی بود؛ موضوعی که از همان ابتدا، شکنندگی این توافق را آشکار میکرد و استمرار تنشها را در آینده محتمل میساخت.





